⌝زندگی مانند اکو ست.
چیزی که میفرستی،
بارها و بارها
بسوی تو باز میگردد.
پس بیاید، محبت و مهربانی و
عشق را تمرین کنیم..⌞
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی بارها
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
یه استعداد جالبی دارم اونم اینه که میتونم یه روز رو بارها زندگی کنم.
سن ۱۸ تا ۲۵ سالگیه آسون نیست!
اشتباه میکنید،سقوط میکنید،
شکست میخورید،متوجه مسائل میشید،
دوستای واقعی رو میشناسید و
خیلی از دوستاتونو رو از دست میدید،
با واقعیت رو به رو میشید،
قلبتون بارها میشکنه،
خودتون رو از دست میدید
و قویتر میشید و این بهترین
سالهای زندگی شما هم هست؛
درست مثل الماسی که تراش داده میشه
ولی یادت باشه
الماس هیچوقت نمیشکنه
. .
آبشار در واقع بلندی ارتفاع و صدای زمینخوردن آبه. اگر عظمت آبشار و صدای زمینخوردنش برای تو باشکوهه، پس بدون تو هم باشکوهی که بارها و بارها زمین خوردی اما دست از جاریبودن برنداشتی.
آدمی که دلش غمگینه ، شاید بارها بخنده اما محاله چشماش دیگه برق بزنه :(
من غمگینم. خسته ام. شکسته ام. تنهام. از درون بارها مردم. غم میلیاردساله ی زمین روی شونه هامه. دلم میخواد گریه کنم ولی اشکی برام باقی نمونده. دلم میخواد فریاد بزنم ولی کلمه ها و صدام ناپدید میشن. دلم میخواد فرار کنم ولی جایی ندارم که برم. من تاریکم، خیلی تاریکم، یه سیاه چاله ام که فقط بدبختی هارو به داخل خودش کشیده. من مثل اون شخصیت غمگینِ داستانی ام که انگار هیچ پایان خوشی نداره. با تموم این ها، هنوزم اینجا میمونی؟
انقدر که حرفها میتونن بُرنده و تیز باشن، یه چاقو نمیتونه. تو میتونی یه چاقو رو فرو کنی تو شکم کسی بعد یمدت دردشم یادش میره، ولی بجای چاقو میتونی یه حرفی بزنی که تا آخر عمر اون حرفت آثارش رو ذهن اون طرف بمونه و بارها و بارها دردش و مرور کنه.
میخواستیم برسیم به عرش، اما بارها کوبیده شدیم به فرش. حالا دیگه نه از پرواز خبریه، نه از ترس سقوط؛ بلکه فقط داریم یاد میگیریم رو زمین هم میشه محکم ایستاد و تا رسیدن به خط پایان ادامه داد.
بارها به مو رسیده و حتی پاره شده اما من هیچکسو نداشتم و مجبور بودم بلند شم و خودمو به زندگی گره بزنم .
خوش به حال برگ های پاییزی. وقتی خزون و زرد شدن و دیگه جونی توی تنشون نموند میتونن بالاخره از درخت رها بشن ولی آدم خزون و زرد و تیکه تیکه میشه ولی باز هم مجبوره با کالبد بی جونش خودش رو روی شاخه نگه داره. آدم حتی حق نداره بعد از بارها مردن توی زندگی، راحت آروم بگیره و بمیره.