من واقعا دیگه از هیچی خوشم نمیاد هیچ حسی توم نیست، اصلا انگار یکی گرفته بالهای پروانههام رو با قیچی تیکه تیکه کرده، هیچی خوشحالم نمیکنه، نه شبها سر وقت میخوابم، نه دیگه دلم میسوزه، نه احساساتی میشم، نه خوشحال میشم، نه زیاد میخندم، نه صمیمی میشم، نه دل میبندم، نه اجتماعیام، هیچ حسی توم نیست، از قوی بودن خسته شدم.
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی بالِ
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
این بالهای شکسته دوباره خوب میشن. این پرنده هیچوقت از پرواز دست نمیکشه.
نمی دانم که با او می شود ما شد؟
کسی این جمله را پرسید؟
چه باید گفت؟
درونم حس تردیدیست
مرا حتی دگر خود هم نمی فهمد !
میانِ لحظه ای خواهم که ما باشم
دمی دیگر ز دنیا می گریزم تا که تنها شَم
درونم حس تردیدیست
نمی دانم پر از دلبستگی هستم؟
و یا دنبالِ تن پوشی برای خستگی هستم؟
چرا احوالِ عالم را نمی فهمم؟
برایَش خاطرم همچون قراری بی ثمر باشد
به من دلبستگی بخشید و دنیا را ز کامَم بُرد
مرا دلبستگی بگرِفت و دنیایَش به نامم خورد !
چه باید گُفت؟
گمانم بایَدَش در آسمانِ فکرِ دیگر خُفت . . .
بیا قدری رها باشیم
بیا از مالِکیَت ها جدا باشیم
گمانم بی تعلّق زندگی زیباست
وطن در من تمامِ هستیِ دنیاست
مرا وابستگی پوچ است
نشانی در رسیدن نیست
من آنم،
مرغِ افکارم
دَمادَم در پِیِ کوچ است
.محسن محمودنیا
آدمِ ندید بدید دنیا رو هم به پاش بریزی بازم دنبالِ این و اونه ولی آدمِ با اصالت یه احترامِ کوچیک ببینه جبران میکنه!
مگه نه؟؟
قرار ما باشه اونجایی که
توو هر آدمی دنبالِ من میگردی :)
من انقد دوستت دارم که حتی به بالِشتی که شبا روش میخوابی هم حسودیم میشه؛ خب حالا میشه روی دست من بخوابی؟:))
او نگفت دوستت دارم
اما نامهاش را اینگونه تمام کرد
بالِ تو را میبوسم پرندهی قلبم
- فرانتس کافکا
آدم هایِ بی معرفتی هستیم !
زود برایِ هم تکراری می شویم، زود از هم خسته می شویم.
انگار عاشق شدن را یادمان نداده اند، پای حرف ماندن را، وفاداری را یادمان نداده اند.
اولش برای به دست آوردنِ هم ، به هر دری می زنیم، به هم که رسیدیم مقایسه می کنیم، دنبالِ عیب هایِ هم می گردیم و راحت از هم سیر می شویم.
انصافا که آدم های بی اراده و سر درگمی هستیم. به حرف و قول هایمان هیچ اعتباری نیست.
ما یک مشت بازنده ایم که انتقامِ نداشته هایمان را از رابطه ها و آدم های بی گناه می گیریم.
-نرگس صرافیان طوفان
جدیداً خیلی دارم به خودم سخت میگیرم و متوجهی این هستم اما، یه فرقی که با قبلاً دارم اینه که الان میگردم دنبالِ اون مرز باریکی که بین تونستن و نتونستنمه.
وقتی میبینم رسیدم به اون مرز ول میکنم، صبر میکنم، خستگی در میکنم و توجه رو به خودم میدم؛ و بعد از این دوباره تمام کارها از سر گرفته میشه.
همینکارم باعث شده تا ظرفیتم بالاتر بره و همیشه یه بند انگشت بیشتر از قبل بتونم ظرفیت داشته باشم.
یه بند انگشت آنچنان هم زیاد نیست اما وقتی کنار هم قرار میگیره، اما وقتی خودم به خودم اعتماد میکنم و میدونم که قرار نیست بیش از حد ظرفیتم انرژی صرف کنم و در نهایت به خودم باور دارم، اتفاقات خوبی میوفته.
تو آرزویِ لمس بالهای پروانه در بادی ناممکنی ..