اى لحظه به لحظه در تماشاي همه
ديروزي و امروزي و فرداي همه
از تو خبري نيامد و پير شديم
اي باخبر از بي خبري هاي همه
"عرفان پور"
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی خبري
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
کاش مخابرات يـــه روز صـبح بـهت اس ام اس مـيـداد: مشترک محترم و عزيز ما، شما قبلا در طول روز فلان شماره رو دويست بار ميگرفتي اس ام اس که حرفش رو نزن، اينقدر زياد بود که ما حساب کتابش از دستمون در ميرفت حتي بعضي اوقات اس ام اس هاتون اينقدر خوشگل بود که برا خودمون سيوش ميکرديم حتي يه شب، ( پاييز بود فکر کنم)، اينقدر حرفاي خوشگل خوشگل ميزدين و ما هم هي گوش ميداديم که پاي تلفن خوابمون برد، يادمون رفت بقيه پول تلفن شما رو حساب کتاب کنيم!!!! حالا مشترک مشترک محترم و عزيز، چي شده که اين روزا ديگه خبري ازت نيست؟ چيزي شده؟ چرا اون شمارهه رو ديگه نميگيري؟ يه اس ام اس خالي هم حتي نميدي! منِ مخابرات، اون دوره رو باهاتون زندگي کردم، حقمه که بدونم!! تو هم اس ام اس بدي بگي: بيخيال رفيق، به خاطرم نجنگيد,اذيت نشد. غد بودنشو نذاشت کنار. خيلي راحت گفت : نميشه که من و تو به هم برسيم و هيچي قولي نميتونم بهت بدم !!! . . . . و رفت.!!!
اينايي که با موبايل بهشون زنگ ميزني و يهو قطع ميشه وسطش،
بعد دوباره زنگ ميزني ميبيني اشغاله، ميفهمي اون داره تو رو ميگيره،
بعد يه کم صبر ميکني اون زنگ بزنه هيچ خبري نميشه،
ميفهمي اون زنگ زده ديده اشغاله فهميده تو داري زنگ ميزني،
صبر کرده تو زنگ بزني،
بعد تو دوباره زنگ ميزني ميبيني اشغاله،
ميفهمي صبرش تموم شده و تصميم گرفته خودش زنگ بزنه،
دوباره صبر ميکني و همين طوري اين داستان ادامه داره،
خو لامصب ميبيني که من زنگ زدم از اول :|
قطع شد صبر کن خودم ميگيرم چرا رو اعصاب خودت و خودم رژه ميري؟
ديگران را اگر از ما خبري نيست ، چه غم....
نازنينم تو چرا بي خبر از ما شده اي!!!!
رگبار
سيلي محكمي ست
بر روي صورت آسفالت
تنبيه مي شود
جاده اي
كه خبري از تو در راهش نباشد
غضنفر داشته تو اتوبان 180 تا سرعت ميرفته، افسره جلوشو ميگيره، بهش ميگه: شما گواهينامه دارين؟ يارو ميگه نخير! ميگه : كارت ماشين چي؟ مرده ميگه: دارم ولي مال خودم نيست، مال اون بدبختيه كه جسدش تو صندوق عقبه! افسره كف ميكنه، ميره سريع به مافوقش گذارش ميده. خلاصه بعد از يك ربع سرهنگ مافوقش مياد، از مرده ميپرسه: آقا شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين؟! يارو ميگه: چرا قربان، بفرمايين! دست ميكنه از تو داشبرد گواهينامه و كارت ماشين رو درمياره، ميده خدمت سرهنگ. سرهنگه ميگه: ميتونم صندوق عقب ماشينتونو بازرسي كنم؟ غضنفر ميگه: خواهش ميكنم، بفرماييد. سرهنگه ميره در صندوق عقب رو باز ميكنه، ميبينه اونجا هم خبري نيست. برميگرده به مرده میگه: ولي زيردست من گزارش داده كه شما گواهينامه و كارت ماشين ندارين و يه جسد هم تو صندوق عقب ماشينتونه! غضنفر ميگه : نه قربان دروغ به عرضتون رسوندن! خودتون كه مشاهده كردين. به خدا اين افسره عقدهايه! دوست داره بيخودي به ملت گير بده! لابد بعدشم گفته كه من داشتم 180 تا سرعت ميرفتم !
اصفهانی ها پاسخ هيچ پرسشي را نميدهند و در پاسخ هر پرسش شما آنها پرسشی از شما دارند!
وقتي از دوست اصفهاني خود آدرس يك خياط ميپرسيد
شما: خياط خوب سراغ داري؟
دوست اصفهاني شما: چيچي ميخَي بدوزي؟
شما: کت و شلوار
دوست اصفهاني : پارچه داري؟
شما: بله
دوست اصفهاني: از کی اِسِدی؟
شما: از .... مغازه
دوست اصفهاني : پارچِد خُبِس؟
شما: بله
دوست اصفهاني : چه رنگيِس؟
شما: چه فرقي ميکنه؟
دوست اصفهاني : فرق ميکونِد دادا! فرق ميکونِد
شما: خب، سورمهاي
دوست اصفهاني: چرا سورمه ی؟ ارزونتر بود؟
شما: نه
دوست اصفهاني: چیطو؟
شما: خب می خواستم سورمه ای باشه
دوست اصفهاني : مبارکِس، خَبِريِه؟
شما: نه بابا، بالاخره خياط سراغ داري يا نه؟
دوست اصفهاني : اگه خبري نيس کتا شلواري سورمِي ميخَي چيکار؟
يک بار ، يک باروفقط يک بار ميتوان عاشق شد...
عاشق زن،عاشق مرد،عاشق انديشه،عاشق وطن،عاشق خدا،
عاشق عشق...
يک بار وفقط يک بار...
بار دوم ديگر خبري از جنس اصل نيست...