•
تو هم از حد درازی
ای شب اندوه
کوته شو
- وحشی بافقی
♡
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی درازی
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
دوست داشتنت نه خیالِ...
نه آرزو..! ↡
تنها قصه ی درازییه که پایان نداره
هیچکس نمیتواند مدت درازی ماسکی که بر چهره دارد به نمایش بگذارد.
سرشت آدمی هر آن چه را که به طور تصنعی کسب شده است، در هم می شکند.
#آرتور_شوپنهاور
زندگی کوچه سبزی است میان دل دشت
که در آن عشق مهم است و گذشت.
زندگی بوسه تلخی است روی لب گل
که زترس چیدن می دهد بر بلبل.
زندگی رهروای از خاطره هاست
که در آن عمق وجودت پیداست.
زندگی راه درازیست با مقصد دور
که سرانجام رود لانه گور.
زندگی ریل عبور از دنیاست
زندگی پرده ای بر ظاهر هاست.
زندگی قطره اشکیست در چشم غریب
زندگی کوه بلندیست با راه عجیب.
زندگی مزرعه خوبی هاست
زندگی راه رسیدن به خداست.
زندگی کوچه سبزی است میان دل دشت
که در آن عشق مهم است و گذشت.
زندگی بوسه تلخی است روی لب گل
که زترس چیدن می دهد بر بلبل.
زندگی رهروای از خاطره هاست
که در آن عمق وجودت پیداست.
زندگی راه درازیست با مقصد دور
که سرانجام رود لانه گور.
زندگی ریل عبور از دنیاست
زندگی پرده ای بر ظاهر هاست.
زندگی قطره اشکیست در چشم غریب
زندگی کوه بلندیست با راه عجیب
زندگی مزرعه خوبی هاست
زندگی راه رسیدن به خداست...
زندگیتون پر از عشق ، پر از خوبی ، پر از حضور خدا
حسین پناهی:
من روزه ام!!!!
تمام سال را روزه ام.
ولی بجای دهان و شکم ، اندیشه ام را روزه ام.
فکر من حق ندارد به کسی بی حرمتی کند.
فکر من حق ندارد به کسی ناسزا بگوید.
فکر من حق ندارد به مال کسی دست درازی کند.
فکر من حق ندارد با زندگی کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی بهتان بزند.
فکر من حق ندارد به کسی جفا کند.
فکر من حق ندارد با دل کسی بازی کند.
فکر من حق ندارد به کسی دروغ بگوید.
فکر من حق ندارد به یتیمی بی تفاوت باشد.
فکر من حق ندارد زورگو باشد.
فکر من حق ندارد بینوایی را ببیند و بی تفاوت از کنارش عبور کند.
فکر من ..................
آری من روزه ام ،
نه روزه نخوردن غذا ،
بلکه روزه انسان بودن،
روزه مردانه زیستن،
روزه جاودانه شدن.
آری من تمام سال را روزه ام.
تمام ساعتها را روزه ام.
تمام دقائق را روزه ام.
چون برکه ی یخ بسته پر از حسرتم ای ماه
دل بی تو چه شب های درازی که شکسته است...
#فاضل_نظری
عصبانی شدن یارو:
انگار از وحشی اومده!
بلبل درازی هم که میکنی!
هرچی بزرگتر میشه گنده تر میشه!
تو نه تربیت داری نه خانوادگی!
مسخره فروشی باز کردی؟
حالا من نه یه آدم! :|
تـــمـــام شـــهـــر تــــوئـــــی. .
وقـــتـــی. .
دســـتــــهـــایــــت را در دســــت مـــیـــگـــیـــرم. .
و انــگــشـــتــانـــت . . .
خـــیـــابـــان هـــای درازی مـــیـــشــونـد. . .
بــــرای قـــــدم زدن. . .
« یک بچه ی کوچیک می خواست خدا رو ببینه . اون میدونست که برای دیدن خدا راه درازی در پیش داره . لوازمش رو برداشت و سفرش رو شروع کرد . کمی که رفت , با پیرزنی روبرو شد . پیرزن توی پارک نشسته بود و به چند تا کبوتر زل زده بود . پسر کنار او نشست و کوله پشتیش رو باز کرد . تازه می خواست جرعه ای از نوشیدنی ش رو بنوشه که احساس کرد پیرزن گرسنه س . پسرک به اون تعارف کرد .پیرزن با تشکر زیاد , قبول کرد و لبخندی زد . لبخند او برای پسرک آن قدر زیبا بود که هوس کرد دوباره آن را ببیند . پس دوباره تعارف کرد و دوباره پیرزن به او لبخند زد . پسرک بسیار خوشحال بود . آنها تمام بعدازظهر را به خوردن و تبسم گذراندند , بدون گفتن حرفی . با تاریک شدن هوا پسرک احساس خسته گی کرد , بلند شد و آماده ی رفتن شد . چند قدم که برداشت دوباره به سوی پیرزن دوید و او را در آغوش گرفت و پیرزن هم لبخند بسیار بزرگی زد . هنگامی که پسر به خانه اش برگشت , مادرش از چهره ی شاد او متعجب شد پرسید : چی شده پسرم که این قدر خوشحالی ؟ پسر جواب داد : من با خدا نهار خوردم و قبل از واکنش مادرش اضافه کرد : می دونی مادر , اون قشنگترین لبخندی رو داشت که من تا حالا دیده ام . و اما پیرزن نیز با قلبی شادمان به خانه اش بازگشت پسرش با دیدن چهره ی بشاش او پرسید : مادر , چی تو رو امروز این جور خوشحال کرده ؟ و اون جواب داد : من امروز با خدا غذا خوردم . و ادامه داد : اون از اون چیزی که انتظار داشتم جوان تر بود ما نمی دانیم خدا چه شکلی است .
مردم به خاطر دلیلی به زندگی ما وارد می شوند ؛ بله یک دلیل .
پس چشمان وقلبهای تان را باز کنید . ممکن است هر جا با خدا روبرو شوید »