هر گذشته برای من یک دَره. یک دَر سفید و بزرگ و این دَرها هماندازه قطاری کنار هم قرار دارن. هر گذشتهای که نتونستم باهاش کنار بیام برام تبدیل به یک دَر شد که در نهایت مجبور بودم ببندمش و سه قفلهاش کنم و کلیدش رو جایی بندازم که حتی دیگه خودمم نتونم پیداش کنم. خواستم بگم دَرهای زیادی توی گذشتهام وجودم داره که بین من و اون اتفاق یک مرز واحدی رو مشخص کرده و اینقدر شبیه هم هستن که فراموش کنم هر دَر به کدوم خاطره باز میشه.
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی قطاری
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
The train that derails is free but it does not get anywhere
قطاری که از ریل بیرون میره آزاده
ولی به جایی نمیرسه...
مدتهاست راهم را جدا کرده ام
از ادمهای غریب و اشنا
سوار هیچ قطاری نخواهم شد
حتی اگر خسته باشم
حتی اگر کفشهایم را جا گذاشته باشم.
باز نخواهم گشت
حتی اگر چهره ام در اینه بزرگ شهر
کهنه تر و کهنه تر شده باشد.
حتی اگر نامم را فراموش کرده باشند.
خاطراتمان دارد از چشم شیشه های
بخار گرفته ی اتاقم پایین می چکد
گفته بودی
برمیگردی و فردا پشت این پنجره هاست.
نیامدی و نمیدانم
حرفهایم را با کدام مسافر بگویم؟
که خودش هم با
چمدانی پر از غصه راهی دیار
بی نشان نباشد.
#مینو_پناهپور
خودت را درچمدانی ریختی
و
با قطاری خالی از من رفتی.
از تمام قطار های دنیا
که رفتن را،
و تمام چمدان هایی
که بستن را،
بلدند؛
بیزارم!
. .
خودت را درچمدانی ریختی
و
با قطاری خالی از من رفتی.
از تمام قطار های دنیا
که رفتن را،
و تمام چمدان هایی
که بستن را،
بلدند؛
بیزارم!
. .
✿ کپشن خاص ✿
گفت آدما شبیه قطارن، بی وفان، وقتش که برسه بی رحمانه میرن، پشت سرشونم نگا نمیکنن.
اما میون همه ی این قطارا
بدترینشون اونایین که بهشون نرسیدی، ولی هنوز بلیتشون توو دستاته
و هیچی توو دنیا غم انگیزتر از این نیست که بلیت قطاریو توو دستات داشته باشی
که میدونی دیگه هیچ وقت بهش نمیرسی.
. ﺑﻌﺪ اﺯ اﺑﺮ
#ﺑﺎبک_زﻣﺎﻧﻲ
قطاری
وسطِ راه از کنارتان گذشت
دست تکان دهید
بیشتر
سرِ بی بدرقه ها بیرون است..
#رسول_ادهمی
قطاری وسط راه
از کنارتان گذشت
دست تکان دهید
بیشتر ، سر ِ بی بدرقه ها
بیرون است
#رسول_ادهمی
...
سال 1388 سازمان سنجش یک داوطلب رامجبور کرد که دوبار کنکور دهد ، معدل دیپلم این داوطلب 11/30 بود یک پسر از منطقهای دورافتاده در کرمانشاه و از یک خانوادۀ ده فرزندی ، پدر کارگر ساختمانی بود و پسر هم بهمن ماه از خدمت سربازی برگشته بود و پنج ماه برای کنکور زمان داشته ، اتفاق عجیبی افتاده بود وسازمان سنجش مشکوک به تقلب این فرد بود .
آزمون دوم بدون سر و صدای رسانه ای درشرایط ویژهای برگزار شد و او این بار برخلاف کنکور اول که دو درس را 100% نزدهبود تمام درسها را 100% زد .
نام این پسر رستگار رحمانیتنها بود
رتبۀ یک کشور در رشتۀ تجربی ، رتبۀ یک کشور در کنکور زبان و رتبۀ 44 کشور در کنکور هنر ، وقتی از او
دربارۀ این جهش وموفقیتش پرسیدند گفت :
برای تغییر زندگی چارۀ دیگر نداشتم
پ.ن:خیلیها دوست دارند به قطاری که در حال حرکت است، سنگ بزنند و کسی دوست ندارد به قطار ایستاده در ایستگاه سنگ بزند. اگر ایمان دارید راهی که میروید درست است باید بدون فکر به حرف و گاهی حسادتهای اطرافیان در آن مسیر حرکت کنید؛ این سنگها همیشه هست.
...
قطاری که تو را
از من دور می کند
وسیله ی نقلیه نیست،
وسیله ی کشتار فردی ست!