وَ درد ...
به استخوانِمان رسیده،
اما هنوز...
خودمان را نباخته ایم,
و روزگار را زندگی میکنیم,
و هنوز ...
آنقدر میخندیم که سرمان از این همه ناخوشی هایی که مجبور به پذیرفتنش کردیم،
درد میگیرد.
#فرگل_مشتاقی
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی مشتاقی
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
همهی آدمها مسبب آرامش هستند
یکی با دوست داشتنش
دیگری با آمدنش
یکی با دست کشیدنش
دیگری با رفتنش...
فرگل مشتاقی
. .
کسی چه میدونه
این کوچه آخرین کوچه
این خیابون آخرین خیابون
این خاطره آخرین خاطره
این نفس آخرین نفس
این آغوش آخرین آغوش
این خنده آخرین خنده
این دیدار آخرین دیدار و...
این روز آخرین روز زندگیمونه؟
پس جوری زندگی کن
ک با چشم باز این دنیارو
به خاطر هزارتا حرف وجمله ی نمیه کاره؛
دلهایی ک به حق یا ناحق رنجوندی؛
حرفهای ک مثل ترکش به قلبه کسی فرو کردی؛
دوستت دارم هایی ک تو اعماق وجودت چال کردی؛
لحظات خوشی که از خودت دریغ کردی؛
ترک نکنی!
#فرگل_مشتاقی
از این ناراحت نیستم اونی که
باید میشد، نشد...
از این ناراحتم چرا با این که
میدونستم اشتباهه،
با سماجت تمام ادامه دادم،
از اینکه واستادم تا
به بدترین شکل ممکن ببازم....
#فرگل_مشتاقی
✿ کپشن خاص ✿
.🏻
هیچ میدانی
گاهی موجودی به زندگی ات پای میگذارد
به نامِ دوست
فرقی نمیکند قِدمت اش چقدر باشد
اشنایی اش چگونه بوده
از چه دین و مذهب و آیینی باشد.
وقتی دلت با دلش راه می آید.
همیشه یاد و عکس هایش
و خاطره هایِ بی تکرارش...
دیوارِ زندگی ات را قشنگتر از هر دوره ی دیگه یِ روزگارت میکند.
#فرگل_مشتاقی
یک روز بالشتَمو برمیدارم
جایِ خوابمو جمع میکنم
میندازم روی کولَم و خودمو میبَرَم یک جای دور؛
و از روزهای سخت و کسل کننده ای که دمار از حس قلب و روحم در اورده؛
بیدار میشم.
.فرگل مشتاقی
از این ناراحت نیستم که اونی که باید میشد، نشد...
از این ناراحتم چرا با این که میدونستم اشتباهه با سماجت تمام ادامه دادم، از اینکه واستادم تا به بدترین شکل ممکن ببازم...
فرگل مشتاقی
وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم؛
باری رویِ شانه هایَش نباشم؛
که نداند با من چه کند؟
و کجایِ دلش بگذارد که نه من بشکنَم؛
و هم او ثابت بماند؛
وَ من به یکباره یاد گرفتم همه یِ اعتمادَم را در کوله پُشتی ام پنهان کنم تا دستِ هیچ احَد الناسی بهش نرسد؛
تا بشوَد اسباب بازیِ کودکی هایِ نداشته اش؛
و مَن به یکباره اینچنین قَد کشیدم و بزرگ شدم.
.
#فرگل_مشتاقی
•
یک نفر شبیه من و یک نفر همانند تو دستهایشان قفل هم بود
و چه پُرشور هم دیگر را به دور از هر آشوب جهان میخواستند.️
- فرگل مشتاقی
♡
دیگر چه فرقی میکند ؛
اگر تمامِ دنیا کفش شوند
بندهایشان را ببند و آرام آرام ترکت ات کنند.
وقتی تنهایی ات در زندگی ؛
اندازهی هیچ کدام از قلب هایشان نیست و
مرزهای بیانتهایشان را رد کرده است؟
#فرگل_مشتاقی