همهی انسانها نیاز بهکسی دارن که غمرو از چشمهاشون بخونه و بگه من اینجام.
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی مَرو
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
گَر
نباشد
حَیا و
دَرک و
شعور
آدمی
گاو
میشود
به مُرور ...
در وفایِ عشقِ تو مشهورِ خوبانم چو شمع
شبنشینِ کویِ سربازان و رِندانم چو شمع
روز و شب خوابم نمیآید به چشمِ غمپرست
بس که در بیماریِ هجرِ تو گریانم چو شمع
رشتهٔ صبرم به مِقراضِ غَمَت بُبْریده شد
همچنان در آتش مِهرِ تو سوزانم چو شمع
گر کُمیتِ اشکِ گُلگونم نبودیِ گرمرو
کِی شدی روشن به گیتی راز پنهانم چو شمع؟
در میانِ آب و آتش همچنان سرگرمِ توست
این دلِ زارِ نزارِ اشکبارانم چو شمع
در شب هجران، مرا پروانهٔ وصلی فرست
ور نه از دَردَت جهانی را بسوزانم چو شمع
بی جمالِ عالمآرایِ تو روزم چون شب است
با کمالِ عشقِ تو در عینِ نُقصانم چو شمع
کوهِ صبرم نرم شد چون موم در دستِ غمت
تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع
همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدارِ تو
چهره بنما دلبرا تا جان برافشانم چو شمع
سرفَرازم کن شبی از وصلِ خود ای نازنین
تا مُنَوَّر گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
آتش مِهر تو را حافظ عجب در سر گرفت
آتش دل، کِی به آب دیده بنْشانم چو شمع
03/05/17
22:22..
دلم میخواد دست یکنفرو بگیرم ببرم همهی جاهایی که باهم رفتیم و همهی کارهایی که باهم کردیمرو تکرار کنم، شاید اینجوری تو رو یادم رفت ..
وقتی ازم میپرسن بینِ کسی که دوستت داره و کسی که دوستش داری کدومرو انتخاب میکنی یکم این پا و اون پا میکنم و با بی میلی میگم کسی که دوستش دارم.
ولی هم من میدونم و هم بقیه که بودن با آدمی که دوستش داری و دوستت نداره مرگه، موندن با کسی که دوستت داره و دوستش نداری هم مرگه...
بین مرگ و مرگ نباید دنبالِ زندگی گشت!
قشنگیِ عشق فقط اونجاش که حتی وقتی از هم دورید دلتون بخواد گوشیا رو بذارید کنار و بیخیال زنگ و پیام و چت بشید و چشماتونو ببندید و به هم فکر کنید و خودتونو تو آغوش هم حس کنید. اینکه احساسشو از راه دور لمس کنید و فکراشو بخونید نه تنها از رابطه مجازی جذاب تره بلکه حتی از رابطه حقیقی و کنار هم بودن و حتی همسقف بودنم بالاتره. یه چیزیه شبیهِ همروح شدن همجان شدن. و لابد عشق درست همونجاست تو همون نقطه.
. .
✨
گـاه میا
گـاه مَرو
خیز به یک بار بیا
من سختے ڪشیدن ڪنار ڪسے ڪہ دوسش دارمرو بہ راحتے ڪنار ڪسے ڪہ هیچ حسے بهش ندارم ترجیح میدم!
بہ همین راحتے...
شب ز نور مــاه
روی خویش را بیند سپید
من شبم، تو مــاهِ من
از آسمان بی من مَرو
پیر که بِشَم
بَچه هام، نَوه هام
ازم میپُرسَن:
عاشِق شُدی تاحالا؟
آخ که این سوال
چِقَد میتونه
سَردَم کُنه ، داغَم کُنه
مُرور میکُنَم خاطِره هامو با تو
یادَم میاد قدم زدنامون و
حرفامون، خَنده هامون..
یه قطره اشک سُر میخوره از روی گونَم!
چی بایَد جواب بِدَم؟
بِگَم آره؟ بَعد بِگم چی شُد؟
سوالِ دومِشون و میپُرسَن:
وااا چی شُد؟ آره یا نه؟
یه نَفس عمیق میکشم،
آخ که چقدر دِلم بَرایَت تنگ میشود!
جواب میدم:
- نه عزیزم ، عاشقی خوب نیست ، میسوزونَتِت ، نابودِت میکُنه..