در خویش میسازم تو را ، در خویش ویران میکنم
می ترسم از حرفی که باید گفت و پنهان میکنم
. عبدالجبار کاکایی
.
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی کاکایی
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
ساده از دست ندادم دل پر مشغله را
تا تو پرسیدی و مجبور شدم مساله را
من _ برادر _ شده بودم و برادر باید
وقت دیدار رعایت بکند فاصله را
دهه ی شصتی ديوانه ی يكبار عاشق
خواست تا خرج كند اين كوپن باطله را
عشق ! آن هم وسط نفرت و باروت و تفنگ
دانه انداخت و از شرم نديدم تله را
و تو خنديدی و از خاطره ها جا ماندم
با تو برگشتم و مجبور شدم قافله را ...
عشق گاهي سبب گم شدن خاطره هاست
خواستم باز كنم با تو سر اين گله را
{ عبدالجبار کاکایی }