حس همراهیای که از بخار لیوان چای تازه دم کشیده میگیرم رو جاهای کمی پیداش میکنم و حتی در آدمهای کمی .️.
♡
پست ها و اس ام اس های مربوط به کلمه ی کشیده
عزیزان علاقه مند جهت ارسال جملات خود میتوانند با تلفن همراه به سایت ما وارد شوند تا پس از ثبت نام و ایجاد پروفایل قابلیت ارسال جمله برایشان فعال گردد،
شما میتوانید دوستان جدید در «کپی پیست کن» بیابید :)
تکهای از شعر رهی معیری:
با یاد رنگ و بوی تو
ای نو بهار عشق
همچون بنفشه
سر به گریبان کشیدهام 🪻
♡
از معضلات قوی بودن اینه که دیگه کسی درد و رنجت رو به رسمیت نمیشناسه!
چون تو ذهنشون جا افتاده که از پسش بر میای! و در نهایت اون لحظه ای که از درد به خودت میپیچی و انتظار داری به آغوش کشیده بشی و یکی بهت بگه میفهمم من هستم! با جمله تو میتونی قوی باش روبرو میشی!
بعضی اوقات ضعیف بودن حفاظت از سلامت روانته!
سخته با خاطراتی که از ناخودآگاهت کشیده میشه بیرون سر پا بمونی و تصمیمهای درست بگیری.
بارانی که در آخرین روزهای اسفند میبارد،
از قافلهی ابرهای پاییز جا مانده است…
خوب اگر گوش کنی
حرفِ «مهر» را وسط کشیده...
#علی_سلطانی
این نقاشی که حدودا ۶ سال پیش کشیده شده اشاره ای به آینده و حاوی نکات ترسناک و عجیبیه که امروزه دائم دست به دست میشه.️
یکی از جدید ترین و پشم ریزون ترین کشفیاتی که در این نقاشی بدست اومده اینکه.. ادامه...
وعده غذاییام کم شده، خوابم نصف، دهانم تلخ، اعصابم ضعیف، فکرم آشفته و تمرکزم مثلِ دوربینِ روی دست!
دیگر زیاد حرف نمیزنم، برای گوشدادن هم رغبتی نیست.
برای قدم زدن اما تا دلت بخواهد پای خودم هستم.
با اینهمه رفتنم کمی طول کشیده!
قدم برمیدارم اما دور نمیشوم.
میدوم، نفس میزنم، اما تکان نمیخورم!
خاصیتِ فرار همین است، در مبدأ جایگاهی نداری و به مقصد هم نمیرسی!
شاید فکر کنی از تو فرار میکنم، اینگونه نیست!
مشغولِ ترکِ هر دویمان هستم.
#علی_سلطانی
Control your emotions. It only takes a few seconds to destroy everything you worked hard for.
احساسات خود را کنترل کنید.
تنها چند ثانیه طول می کشد تا همه چیزهایی را که برای آن زحمت کشیده اید نابود کنید.
مسئله فقط مسئلهی دووم آوردنه. همیشه اون کسی روایتکننده بوده که اون مسیر رو تا انتهاش رفته. هرکسی موند و جا زد اسمش رفت تو لیست قربانیها و من حقیقتا دلم نمیخواد قربانی باشم. اگر قربانی بودنی هم مطرح باشه دلم میخواد قربانی مقصد باشم نه مسیر. چون هرکسی که توی مسیر موند و جا موند لگدمال شد. و تن من برای لگدمال شدن بیش از اندازه کشیده.
عاشقت شده ام،
که هر صبح
کنار آوای چشم هایت بیدار شوم!
عاشقت شده ام
آن قدر که دست هایم، شعر شوند
قلم روی کاغذ بلغزد، سپید شوم!
وقتی حنجره ام
از بازدم تو، جان می گیرد!
عاشقت شده ام
تا انگشت هایم
نامت را با پنج هجای کشیده،
روی ورق پاره های قلبم تا کُند!
کنار انگشت هایم
دوست داشتنت بریزد!
نفس هایم، تو را لمس کند
دنیا کتیبه ای شود، که هر روز
با مهربانی تو گشوده شود!
روی کلماتی، که لبانم را
به شوق بوسیده اند ...
#عرفان_یزدانی